یه وب سایت قشنگ

دامنه ها : www.ir18.blogfa.com & www.ir18.com

تبادل لینک

با سلام خدمت دوستان وبلاگ نویس لطفا برای تبادل لینک با وبلاگ ایتدا وبلاگ ما را با عنوان

"یه وب سایت قشنگ"

لینک کرده سپس درخواستتان همراه با عنوان وبلاگ خود و ادرس صفحه حاوی لینک ما را در قسمت نظرات قرار دهید

با تشکر "فرید"

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم آبان 1389ساعت 19:44  توسط فرید  | 

 و-ی|پ)ی(ا/ن

دانلود

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مهر 1391ساعت 13:58  توسط فرید  | 

لینک دانلود

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 13:38  توسط فرید  | 

لحظه تحویل سال ۱۳۹۱



لحظه تحویل سال ۱۳۹۱ هجری شمسی به ساعت رسمی جمهوری اسلامی ایران:

ساعت ساعت ۸ و ۴۴ دقیقه و ۲۷ ثانیه
روز سه‌شنبه ۱ فروردین ۱۳۹۱ هجری شمسی
مطابق ۲۷ ربیع‌الثانی ۱۴۳۳ هجری قمری
و ۲۰ مارس ۲۰۱۲ میلادی


برچسب‌ها: لحظه تحویل سال ۱۳۹۱
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1390ساعت 3:55  توسط فرید  | 

نجات یک بیمار در حال سکته مغزی از مرگ با روش بسیار ساده حتما بخونید ارزش داره

نجات یک بیمار در حال سکته مغزی از مرگ با روش بسیار ساده حتما بخونید ارزش داره


اگر کسی در حالت سکته قرار گرفت قبل از حمل به بیمارستان، با سوزنی تمیز سر 10 انگشت او را زخمی کنید تا دو قطره خون بیاید و از لخته در مغز جلوگیری شود.


توصیه های یک پروفسور چینی:

متحیر کننده است. توصیه های بسیار خوبی هستند . چند دقیقه صرف مطالعه آن بکنید هرگز تصور نمی کنید که ممکن است زندگی یک نفر بستگی به شما داشته باشد.پدر من بر اثر سکته فلج شد و سپس مرد. کاش من چیزی در باره این نوع کمک های اولیه می دانستم . هنگامی که حمله صورت می گیرد مویرگها به تدریج در مغز پاره می شوند. . . .

 ادامه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 22:56  توسط فرید  | 

استخدام

استخدام
پیرزنی برای سفیدکاری منزلش کارگری را استخدام کرد.
وقتی کارگر وارد منزل پیرزن شد، شوهر پیر و نابینای او را دید و دلش برای این زن و شوهر پیر سوخت.
اما در مدتی که در آن خانه کار می کرد متوجه شد که پیرمرد انسانی بسیار شاد و خوش بین است.
او درحین کار با پیرمرد صحبت می کرد و کم کم با او دوست شد.
در این مدت او به معلولیت جسمی پیرمرد اشاره ای نکرد.
پس از پایان سفیدکاری وقتی که کارگر صورت حساب را به همسر او داد، پیرزن متوجه شد که هزینه ای که در آن نوشته شده خیلی کمتر از مبلغی است که قبلا توافق کرده بودند.
پیر زن از کارگر پرسید که شما چرا این همه تخفیف به ما می دهید؟ کارگر جواب داد: «من وقتی با شوهر شما صحبت می کردم خیلی خوشحال می شدم و از نحوه برخورد او با زندگی متوجه شدم که وضعیت من آنقدر که فکر می کردم بد نیست. پس نتیجه گرفتم که کار و زندگی من چندان هم سخت نیست. به همین خاطر به شما تخفیف دادم تا از او تشکر کنم.» پیرزن از تحسین شوهرش و بزرگواری کارگر منقلب شد و گریه کرد. زیرا او می دید که کارگر فقط یک دست دارد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 22:52  توسط فرید  | 

نمره ی این دانش اموز صفر شد ولی از نظر من نمره اش بیسته

نمره ی این دانش اموز صفر شد ولی از نظر من نمره اش بیسته

درکدام جنگ ناپلئون مرد؟
در اخرین جنگش

... اعلامیه استقلال امریکا درکجا امضاشد؟
در پایین صفحه

علت اصلی طلاق چیست؟
ازدواج

علت اصلی عدم موفقیتها چیست؟
امتحانات

چه چیزهایی را هرگز نمی توان درصبحانه خورد؟
نهار و شام

چه چیزی شبیه به نیمی از یک سیب است؟

بقیه در ادامه مطلب . . .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم دی 1390ساعت 15:52  توسط فرید  | 

ولش کن بابا بچه اس

یه روز تو جنگل یه شیر و روباه وایستاده بودند و حرف می زدند که یه خرگوشه میاد به شیره میگه چطوری دی/وث ؟ روباهه یه نگاه به شیره میکنه میگه چرا نمی ری بخوریش ؟ شیره میگه ولش کن بابا بچه اس! فرداش اینا باز داشتن حرف میزدند که خرگوشه باز میاد به شیره میگه چطوری دی/وث ؟ روباه باز به شیره نگاه میکنه و میگه تو سلطان جنگلی برو بخورش باز شیره میگه ولش کن بابا بچه اس تا اینکه فرداش خرگوش تا میادو به شیره میگه چطوری دی/وث روباهه دنبالش میکنه . خرگوشه میره تو یه سوراخ . روباهه تا میره ببینه کجاست کله ش گیر میکنه . خرگوشه هم از اون طرف میادو ترتیب روباهه رو میده . فرداش روباهه و شیره وایستاده بودن خرگوشه میاد میگه چطورین دی/وثا !!! شیره به روباهه میگه چرا نمیری بخوریش ؟ روباهه میگه ولش کن بابا بچه اس!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم دی 1390ساعت 21:56  توسط فرید  | 

ماشین لباسشویی رو می گه !

ماشین لباسشویی رو می گه !

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم دی 1390ساعت 21:54  توسط فرید  | 

تغییر دادن ده فرمان

در روزگاران قدیم انسانها بسیار به هم ظلم کردند و سیاهی و تباهی به نهایت خود رسید .

تا اینکه کتیبه ای از سوی پروردگارشان بر آنان نازل شد !

ده فرمان :

۱- هیچ انسانی ، انسان دیگر را نکُشد .

۲- هیچ انسانی ، به انسان دیگر تجاوز نکند .

۳- هیچ انسانی ، به انسان دیگر دروغ نگوید .

۴- هیچ انسانی ، به انسان دیگر تهمت نزند .

۵- هیچ انسانی ، از انسان دیگر غیبت نکند .

۶- هیچ انسانی ، مال انسان دیگر را نخورد .

۷- هیچ انسانی ، به انسان دیگر زور نگوید .

۸- هیچ انسانی ، بر انسان دیگر برتری نجوید .

۹- هیچ انسانی ، در کار انسان دیگر تجسس نکند .

۱۰- هیچ انسانی ، انسان دیگر را نپرستد !

پس از آن سالیان سختی بر شیطان و همدستانش گذشت ،

تا اینکه روزی شیطان ، چاره ای اندیشید .

او گفت :

ای دوستان ، کلمه ای یافته ام که بسیار از او بیزارم

اما به زودی با افزودن تنها همین یک کلمه به ده فرمان ، همه چیز را به سود خودمان ، تغییر خواهم داد و ده فرمان چنین شد :

۱- هیچ انسانی ، انسان  مؤمن دیگر را نکُشد .

۲- هیچ انسانی ، به انسان مؤمن دیگر تجاوز نکند .

۳- هیچ انسانی ، به انسان مؤمن دیگر دروغ نگوید .

۴- هیچ انسانی ، به انسان مؤمن دیگر تهمت نزند .

۵- هیچ انسانی ، از انسان مؤمن دیگر غیبت نکند .

۶- هیچ انسانی ، مال انسان مؤمن دیگر را نخورد .

۷- هیچ انسانی ، به انسان مؤمن دیگر زور نگوید .

۸- هیچ انسانی ، بر انسان مؤمن دیگر برتری نجوید .

۹- هیچ انسانی ، در کار انسان مؤمن دیگر تجسس نکند .

۱۰- هیچ انسانی ، انسان دیگر را نپرستد ! مگر اینکه بسیار مؤمن باشد !

و اینک ای دوستان

به سوی انسانها بروید و به وسوسه بپردازید

و کاری کنید که هیچ کس ، هیچ کس را مؤمن نپندارد ، جز آنان که از دنیا رفته اند !

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390ساعت 22:37  توسط فرید  | 

حذف یکی از شخصیت های قهوه تلخ

حذف یکی از شخصیت های قهوه تلخ

مهران مدیری مجبور به حذف یکی از شخصیت های داستان شد

شباهت پسر جهانگیرشاه به یک مقام دولتی برای “قهوه تلخ” ایجاد دردسر کرد

سینمای ما- پس از آنکه مهران مدیری اعلام کرد سری بیستم قهوه تلخ بعد از تعطیلات نوروز توزیع خواهد شد و پس از تعطیلات خبری از توزیع این مجموعه نشد، گمانه زنی‌های مختلفی درباره این تاخیر در رسانه ها مطرح شد. سایت سفیر نوشت: پیگیری های مشرق حاکیست مجموعه بیستم قهوه تلخ مورد بازبینی و اصلاح توسط وزارت ارشاد قرار گرفت و به همین دلیل مهران مدیری مجبور به حذف یکی از شخصیت های داستان خود شده است.

به اعتقاد وزارت ارشاد، شخصیت پردازی امیرحسین رستمی که در مجموعه نوزدهم قهوه تلخ به عنوان پسر جهانگیرشاه وارد داستان قهوه تلخ شده بود شباهت زیادی با یکی از مقامات ارشد دولت دارد و به همین دلیل وزارت ارشاد اصلاحات زیادی در مجموعه بیستم این سریال اعمال کرد.

این در حالی است که وزارت ارشاد و دفتر رئیس جمهور از حامیان این مجموعه بوده اند و حتی وزیر ارشاد سی دی های این سریال خانگی طنز را در همایش ائمه جمعه سراسر کشور توزیع کرد.

قیچی های وزارت ارشاد مهران مدیری را بر آن داشت که به طور کل در قسمت های جدیدی که قرار است وارد بازار شود، نقش پسر جهانگیرشاه را از داستان خارج کند.

به همین دلیل تدوین جدید قسمت های آینده قهوه تلخ زمان بیشتری را طلبیده و عرضه این مجموعه را با تاخیر مواجه کرده است

+ نوشته شده در  شنبه دهم اردیبهشت 1390ساعت 10:48  توسط فرید  | 

آیا واقعاً حقوق زن ها پایمال شده است ؟؟؟

از بچگی همه ما این را شنیده ایم که حقوق زنها پایمال میشود.

آیا واقعاً حقوق زن ها پایمال شده است ؟
از کودکی شروع میکنیم :

در کودکی:
پسرها هر وقت شیطنت میکردند یک سیلی محکم صورتشان را نوازش میکرد
دخترها هر وقت شیطنت میکردند یک ضربه فانتزی به ماتحتشان میخورد.
خودتان قضاوت کنید : کدام ضربه درد بیشتری دارد؟

روزهای جمعه که مدرسه ها تعطیل بود :
پسرها برای خرید نان مجبور به بیگاری در صف نان بودند
دخترها کنار عروسک هایشان لالا میکردند


هنگامی که کارنامه ها را به دست والدین محترم میدادند :
پسرها شدیداً بخاطر نمرات پایین سرکوفت می خوردند و البته گاهی هم ممنوع شدن از مشاهده کارتون
دخترها هیچی نمیشدند . چون قرار بود در آینده ازدواج کنند و نان آور خانه هم نخواهند بود


هنگامی که پدر خانواده شب به منزل می آمد :
پسرها فرار میکردند و یه گوشه ای میخزیدند تا چغولی های مادر ، کار دستشان ندهد
دخترها به بغل پدر میپریدند و چپ و راست قربون صدقه میشنویدند


روز اول مهر ماه که مدرسه ها باز میشد :
پسرهای عزیز کله هایشان را با نمره ۴ میزدند و مزین به لغت نامانوس کچل میشدند
دخترها فقط به پسرها میگفتند : چطوری کچل ؟

در ۱۸ سالگی :
پسرها تمام اضطراب و دلهره شان این است که دانشگاه قبول شوند و سربازی نروند و ۲ سال از زندگیشان هدر نرود
دخترها ورودشان به پادگان طبق قانون ممنوع است .

در دانشگاه : پسرها همان روز اول عاشق میشوند و گند میزنند به امتحان ترم اولشان و مشروط میشوند
دخترها فقط در بوفه مینشینند و به پسرهایی که زیر چشمی به آنها نگاه میکنند افاده میفروشند

در هنگام نمره گرفتن : پسرها خودشان را جر میدهند تا ۹٫۵ آنها ۱۰ شود و باز هم استاد قبول نکرده و در آخر می افتند
دخترها فقط پیش استاد میروند و یک لبخند میزنند و نمره ۴٫۵ آنها به ۱۷ تبدیل میشود.

در کافی شاپ : پسرها حساب میکنند.
دخترها میگویند : مرسی!

در مخ زدن : پسرها باید دلقک بازی در بیاورند تا طرف تازه بفهمد که وجود دارند ، دو ساعت منت بکشند تا طرف تلفن را بگیرد ، هفته ها برنامه ریزی کنند تا طرف قرار بگذارد ، ساعت ها باید خالی ببندند تا طرف خوشش بیاید و هنگام بهم خوردن رابطه ماه ها و در مواردی دیده شده است که سالها در هوای دلگرفته پاییز پیپ بکشند و قهوه بنوشند و هی آه بکشند .
دخترها فقط کافی است که یه لبخند بزنند و چشم ها را نازک کرده ، لبها را غنچه و سری به سمت موافق تکان دهند و هرگاه رابطه بهم خورد فقط میگویند فدای سرم.

هنگام خواستگاری : پسرها باید خانه ، ماشین ، شغل مناسب ، مدرک دهن پر کن ، قد رشید ، هیکل خوش فرم ، خوشتیپ و هزارتا کوفت و زهر مار داشته باشند و پشت سر هم از موفقیت ها و اخلاق خوب و …. برای عروس خانم بگن و احتمالا انگشتری برای نشون کردن در دست سرکار علیه عروس خانم بکنند
دخترها فقط کافی است بنشینند و لام تا کام حرف نزنند

هنگام ازدواج : پسرها باید شیربها ، مهریه ، خرید عروسی ، جواهرات گوناگون ، جشن و سالن و … را از سر قبر پدرشون تهیه کنند
دخترها فقط باید جهیزیه بدهند که احتمالا به دلیل شروع خرید جهزیه از اوان کودکی همش بنجل شده و آقای داماد باید با تحمل هزارتا منت آنها را قبول کرده ، دور ریخته و یه سری جدید بخرد

هنگام زندگی عشقولانه دو نفره:پسرها باید بگویند : چشم ، و البته اگر هم نگویند دو قطره اشک کنار چشمان مژگان خانم ها آنها را وادار به چشم گفتن میکند
دخترها هم باید دستور بدهند و دیگر هیچ.

کار کردن : پسرها مثل سگ پا سوخته باید از صبح خروس خوان تا آخر شب کار کنند و همش تو فکر غرولند مدیر و قسط عقب افتاده بانک و قبض برق و آب باشند و در آخر نعششان را با بدبختی به خانه برسانند
دختر ها فقط کافی است که کلید ماشین لباس شویی ، کلید ماشین ظرفشویی و کلید مایکرو فر را فشار دهند و در حالیکه ناخن هایشان را مانی کور میکنند با مادرشان در مورد رنگ موی دختر خاله جاری عمه خانم فرخ زمان خانم بحث و تحلیل علمی داشته باشند ….

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اردیبهشت 1390ساعت 23:2  توسط فرید  | 

شعارهای فوتبالی در حمایت از مردم بحرین

شعارهای فوتبالی در حمایت از مردم بحرین


پس از پیشنهاد جمعی از جوانان انقلابی برای حضور در ورزشگاه آزادی در روز بازی میان دو تیم باشگاهی ایران و عربستان و حمایت از مردم کشورهای مظلوم منطقه بویژه ملت مظلوم بحرین، خوشبختانه این طرح با استقبال و ایده‌های متنوع و گسترده‌ از سوی افراد مختلف مواجه شده است.

در یکی از این ایده‌ها، یکی از وبلاگ‌‍نویسان شعارهای جذابی را برای روز بازی طراحی کرده‌ است که می‌تواند تأثیر بسزایی را در انتقال مظلومیت مردم بحرین و انزجاز از دخالت نظامی نیروهای وهابی آل سعود و جنایت آل خلیفه را به مخاطبان این بازی انتقال دهد. برخی از شعارها عبارت‌اند از:

توپ – تانک – فشقشه…………… آل سعود دقت کن!!!

پرسپولیس زلزله……………………………. آل سعود قاتله!!!

بحرین ……. هورا………………………. خلیفه ……. سوراخ!!!

شیر سماور- اگزوز خاور………………… تو چشم آل خلیفه بی‌پدر مادر!!!

بحرین چی کارش کرده… سولاخ سولاخش کرده (دقت کنید حتما باید حرف «ل» در واژه‌ی «سولاخ» با غلظت بالا بیان شود!!)

خلیفه حیا کن…. مدینه رو‌‌ رها کن!

خلیفه سرنگون می‌شه …. خدا می‌دونه که حقشه …. به لطف بحرین و بچه‌ها …. سعودی واژگون می‌شه …. لا لا لای لای لا لای لا لای…!!

لازم بذکر است بازی فوتبال میان دو تیم «پیروزی» ایران و «الاتحاد» عربستان در روز ۱۳ اردیبهشت ماه در ورزشگاه آزادی انجام خواهد شد

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390ساعت 13:8  توسط فرید  | 

هیزم شکن

هیزم شکن

هیزم شکن صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده است. شک کرد که شاید همسایه اش آن را دزدیده باشد برای همین تمام روز او را زیر نظر گرفت.متوجه شد همسایه اش در دزدی مهارت دارد مثل یک دزد راه می رود مثل دزدی که می خواهد چیزی را پنهان کند پچ پچ میکند.آن قدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد لباسش را عوض کند و نزد قاضی برود. اما همین که وارد خانه شد تبرش را پیدا کرد. زنش آن را جابه جا کرده بود.مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه را زیر نظر گرفت: و دریافت که او مثل یک آدم شریف راه می رود حرف می زند و رفتار می کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390ساعت 6:6  توسط فرید  | 

سرانجام آرش لباف هنرمند بین المللی ایرانی –سوئدی نیز

بدام افتاد و در شب شنبه ۲۶ مارس ۲۰۱۱ در دوبی و در مقابل ۲۰۰ میهمان

ایرانی, سوئدی و خارجی که به این مراسم دعوت شده بودند با یک دختر

زیبای ایرانی بنام بهناز انصاری پیوند زناشویی بست.

مراسم ازدواج این هنرمند بین المللی در هتلی ۵ ستاره در دوبی سیتی و در

کنار منظره ای مسحور کننده از سواحل زیبای خلیج فارس و به سبک کاملا

ایرانی انجام شد.

تعدادی از شخصیت های سرشناس ورزشی و هنری سوئدی نیز از جمله میهمانان

حاضر در این مراسم بودند که بخش اعظم آن با موسیقی ایرانی و رقص همراه

بود.

آرش در سال ۲۰۰۴ در جریان یک یک تورنمنت تنیس با بهناز آشنا شد و اینک

پس از ۷ سال آشنایی این دو رسما پیوند زناشویی بستند.

هم آرش (۳۴ ساله) و هم بهناز (۲۹ ساله) متولد ایران هستند اما بخش بزرگ

زندگی خود را در سوئد زندگی کرده اند و هر دو مقیم شهر مالمو در جنوب

سوئد هستند.

آرش هنگامی که ۱۰ ساله بود به همراه والدینش به سوئد مهاجرت کرده است.

تحصیلات او در زمینه طراحی ساختمان است و از سن ۱۸ سالگی در زمینه

موسیق فعالیت داشته است.

آرش و خانواده*اش پس از مهاجرت به سوئد در ابتدا در شهر اپسالا زندگی

می کردند و پس از آن به شهر مالمو در جنوب سوئد نقل مکان کردند. جایی

که آرش کماکان در آن زندگی میکند.

آرش به دلیل اشتیاق زیادش به موسیقی، پس از رفتن به کالج، شروع به آهنگ

سازی کرد. در ابتدا کار خود را در گروهی به همراهی کامرون کارتیو و چند

تن دیگر آغاز کرد که در کلوپ*ها و بارها می*خواندند. اما پس از آنکه

آرش در موسیقی پیشرفت بیشتری کرد، سرانجام پس از تلاش فراوان نخستین

آلبوم خود را در ۲۲ سپتامبر سال ۲۰۰۴ منتشر نمود. او سریعا در جدول*های

موسیقی تاپ ۱۰ سوئد شماره یک شد و پس از مدتی نیز در تمام اروپا به

شهرت رسید و آلبوم او سومین آلبوم پر فروش شناخته شد.

آرش بواسطه استقبال گسترده دای که از ترانه هایش در سطح بین المللی

بعمل آمده از شهرت جهانی برخوردار است

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390ساعت 0:25  توسط فرید  | 

داداشمون حوصله نداره بره تو چال

داداشمون حوصله نداره بره تو چال

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم فروردین 1390ساعت 0:57  توسط فرید  | 

یعنی واقعا ممکنه؟!

یه کم طولانیه ولی آخرش خیلی زیباست
منکه هنوز گیجم
یعنی واقعا ممکنه؟!
دو نفر به اسم محمود و مسعود باهم رفاقتی دیرینه داشتن، تا جایی که مردم فکر میکردن این دو نفر باهم برادرند. روزی روزگاری مسعود نقشه گنجی رو به محمود نشان داد و با هم تصمیم گرفتن که به دنبال گنج برن. یک روز محمود و مسعود از خانواده شان خداحافظی کردن و رفتن. محمود نقشه ای در سر داشت که وقتی به گنج دست پیدا کرد مسعود رو از سر راهش برداره و اونو بکشه. بعد از چند روز سختی به گنج رسیدند.
و محمود طبق نقشه ای که در سر داشت مسعود رو کشت و گنج رو برداشت و به خانه اش برگشت.
با آن گنج زندگی اش از این رو به آن رو شد. ولی زن مسعود که فهمیده بود مسعود به دست
محمود کشته شد با نا امیدی به شهر مهاجرت کرد و بعد از ادامه تحصیل در یک بیمارستانی به پرستاری مشغول شد.
بعد از چند سال که آبها از آسیاب افتاد محمود به دلیل بیماری به بیمارستان شهر میره و اونجا بستری میشه اتفاقا زن مسعود هم توی همون بیمارستان کار میکرد که یکدفعه دید محمود توی یکی از اتاقها بستری هست.
رفت توی اتاق و مطمئن شد که اونی که بستری هست همون کسی هست که شوهرش را کشت. اینجا بود که زن مسعود به فکر انتقام افتاد. از اتاق بیرون رفت و یک سرنگ را پر بنزین کرد و آمد خودش را پرستار کشیک معرفی کرد و سرنگ پر از بنزین را در بدن محمود خالی کرد.
بعد از چند ثانیه حال محمود بد شد و عرق میکرد در این لحظه زن مسعود خودش رو معرفی کرد و به محمود گفت تو بودی که همسرم رو کشتی و حالا من انتقام همسرم رو ازت گرفتم و در بدنت بنزین تزریق کردم. در این لحظه محمود از روی تخت پایین اومد زن مسعود فرار کرد و محمود به دنبالش می دوید و با چاقویی که در دست داشت میخواست زن مسعود رو هم بکشه.
زن مسعود بعد از پایین رفتن پله ها به بن بست رسید و دیگه راه فرار نداشت، محمود از راه رسید و با چاقویی که در دست داشت زن مسعود رو تهدید به مرگ کرد، زن مسعود که دیگه راه فرار نداشت تسلیم شد و روی زانو هایش افتاد و به محمود
گفت منو بکش! محمود نامرد هم دستان خود رو بالا برد و میخواست چاقو را در قلب زن مسعود فرو کند، زن مسعود چشمان خود را بست و محمود دستان خود را رها کرد ولی ناگهان در فاصله بسیار کم از قلب آن زن، محمود از حرکت ایستاد.
زن مسعود چشمان خود را باز کرد و دید که محمود از حرکت ایستاد و چاقو هم در دستانش هست. ازش پرسید که چرا نمیزنی؟
محمود گفت: بنزینم تموم شد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390ساعت 20:53  توسط فرید  | 

اثبات عشق

اثبات عشق

پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم…ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیم

سالای اول زندگیمون خیلی خوب بود…اما چند سال که گذشت کمبود بچه رو به

وضوح حس می کردیم

می دونستیم بچه دار نمی شیم…ولی نمی دونستیم که مشکل از کدوم یکی از

ماست…اولاش نمی خواستیم بدونیم…با خودمون می گفتیم…عشقمون واسه یه

زندگی رویایی کافیه…بچه می خوایم چی کار؟…در واقع خودمونو گول می زدیم

هم من هم اون…هر دومون عاشق بچه بودیم

تا اینکه یه روز



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم فروردین 1390ساعت 22:2  توسط فرید  | 

اشتراک‌گذاری فایل‌ها بین ۲ لپ‌تاپ از طریق بی‌سیم (وایرلس)

اشتراک‌گذاری فایل‌ها بین ۲ لپ‌تاپ از طریق بی‌سیم (وایرلس)

به طور کلی اشتراک گذاری یعنی قرار دادن داده ها در دسترس دیگران، حالا این داده ها میتواند یک قطعه عکس یا یک فیلم یا یک نرم افزار باشد. یک نمونه بزرگ اشتراک گذاری همین اینترنت است که کاربران میتوانند داده های خود را در اینترنت آپلود کنند یا بالعکس داده های دیگران را دانلود کنند.


حال به جزء اشتراک گذاری در اینترنت میتوانید داده های خود را بین ۲ یا چند لپ تاپ یا کامپیوتر به اشتراک بگذارید و معمولا این نوع اشتراک گذاری از ۲ طریق قابل انجام هست:

۱-به وسیله کابل سیمی یا همان LAN
2- به وسیله Wlan بی سیم یا همان وایرالس

ما در این مقاله میخواهیم روش دوم یعنی اشتراک گذاری بی سیم را آموزش دهیم تا بتوانید از این به بعد به وسیله بی سیم و بدون نیاز به وسیله جانبی اضافی فایل های خود را بین لپ تاپ های دیگر به اشتراک بگذارید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم فروردین 1390ساعت 19:45  توسط فرید  | 

هشدار در مورد مصرف آبمیوه رانـــی

هشدار در مورد مصرف آبمیوه رانـــی


در حالی كه آبمیوه "رانی" بخش قابل توجهی از بازار نوشیدنی‌های ایران را در اختیار خود گرفته و هر روز به جمع مشتریان این آبمیوه افزوده می‌شود، مراجع علمی از غیربهداشتی بودن این آبمیوه خبر می‌دهند. به گزارش خبرنگار شریف نیوز، آبمیوه "رانی" محصول شرکت "عوجان" عربستان سعودی است و گفته می‌شود مجوزی برای واردات آن به ایران وجود ندارد. شرکت عربستانی عوجان برای تولید "رانی"، اسانس و ذرات خشك میوه را (كه در صنعت آب‌میوه به آن‌ها "پالپ" گفته می‌شود) از كشورهای دیگر وارد کرده و اسانس و پالپ را به آب اضافه كرده و آبمیوه تولید می‌كند. ذرات معلقی که در آبمیوه مشاهده می‌شود، دلیلی بر تازگی آن نیست، بلکه تازگی ظاهری "رانی" به علت وجود ماده‌ای به نام "بنزوات سدیم" می‌باشد.

همچنین طبق گزارش یک موسسه معتبر، با آزمایش چند قوطی آب‌میوه رانی در یكی از آزمایشگاه‌های كشور، نتایجی كه برای قوطی حاوی نكتار انبه رانی به دست آمده حاكی از این است كه این قوطی مقدار 96.2 ppm بنزوات سدیم دارد و همچنین مقدار بنزوات سدیم در شیشه نكتار موز، 263 ppm می‌باشد. بنزوات سدیم، ماده‌ی است که در صنعت مواد غذایی به عنوان نگهدارنده کاربرد دارد. از این ماده به میزان بسیار کم در سس مایونز و نوشابه استفاده می‌شود ولی طبق گزارش اداره استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران، استفاده از این ماده در هر نوع آب‌میوه غیرمجاز است. علت غیرمجاز بودن استفاده از بنزوات سدیم در آب‌میوه این است كه آبمیوه به صورت گرم در قوطی ریخته و پر می‌شود و به دلیل واكنش‌هایی که بنزوات سدیم در حرارت انجام می‌دهد، استفاده از آن ممنوع می‌باشد؛ اما در نوشابه‌ها به این دلیل كه نوشابه به صورت سرد پر می‌شود، استفاده از این ماده مجاز است. گفتنی است، با توجه به محرز بودن عدم رعایت حداقل استانداردها در آبمیوه "رانی" و اطلاع برخی دستگاه‌های مسئول، هنوز معلوم نیست که چگونه این آبمیوه در این سطح گسترده به کشور وارد و توزیع می‌شود.

دوستان عزیز به نکته عنایت داشته باشید که درسته که تعدادی از خریداران، به خاطر عدم کیفیت برخی از محصولات داخلی به سراغ محصولات خارجی می روند ولی یادتان نرود که ما تحت تحریم هستیم و با توجه به برخی از مسائل سیاسی و قاچاق کالا، تمام کالاهای خارجی که در بازار ایران وجود دارند قابل اطمینان نیستند. پس برای خرید (بخصوص مواد خوراکی) به صرف خارجی بودن یک کالا اطمینان نکنید.

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم فروردین 1390ساعت 19:40  توسط فرید  | 

عکاسی که فقط یک ثانیه وقت داشت!

عکاس فرانسوی در اولین خورشید گرفتگی سال ۲۰۱۱ موفق شد منظره‌ای استثنایی را به تصویر بکشد! وی فقط یک ثانیه زمان داشت که عبور ماه و ایستگاه فضایی بین‌ المللی را از مقابل خورشید ثبت کند!

به گزارش گیزمودو، در تصویر جالبی که توسط تیری لگال عکاس نجومی فرانسوی در کشور عمان به ثبت رسیده، می‌توان بخشی از ماه، ایستگاه فضایی بین‌المللی و لکه‌ای خورشیدی را مشاهده کرد که حضور هم‌ زمان ایستگاه فضایی و ماه در مقابل خورشید، گرفتی دوگانه را تداعی می‌کند.

این عکاس فرانسوی برای عکاسی از این دو پدیده همزمان، خورشید گرفتگی به واسطه سایه ماه و عبور ایستگاه بین‌المللی فضایی از مقابل خورشید به کشور عمان سفر کرده بود، زیرا این کشور بهترین زاویه را برای عکاسی همزمان از ماه و ایستگاه فضایی در برابر خورشید در اختیار وی قرار می‌داد.

عبور ایستگاه فضایی از مقابل خورشید کمتر از یک‌ثانیه طول می‌کشد و از آن‌جا که بسیار به‌ندرت پیش می‌آید که این عبور همزمان با گرفت خورشید اتفاق بیفتد، عکاس برای ثبت چنین تصویری زمان بسیار کوتاهی در اختیار داشت.

لکه تیره‌ای که در گوشه پایین راست قرص خورشید می‌بینید، لکه‌ای خورشیدی است که ابعاد آن ۲ برابر قطر سیاره زمین است و از آن‌جا که دمایش حدود ۱۵۰۰ درجه سانتی‌گراد کمتر از دیگر بخش‌های قرص خورشید است، تیره‌تر دیده می‌شود.



+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم فروردین 1390ساعت 13:19  توسط فرید  | 

ده نکته یادگرفتنی از ژاپن

ده نکته یادگرفتنی از ژاپن

۱) آرامش
حتی یک مورد سوگواری شدید یا زدن به سروصورت دیده نشد. میزان تاثر و اندوه بطور خود بخود بالا رفته بود.
۲) وقار
صفوف منظم برای آب و غذا. بدون هیچ حرف زننده یا رفتار خشن.
۳) توانمندی
بعنوان نمونه معماری باورنکردنی بطوریکه ساختمانها به طرفین پیچ و تاب میخوردند ولی فرو نمی ریختند.
۴) رحم و شفقت
مردم فقط اقلام مورد نیاز روزانه خود را تهیه کردند و این باعث شد همه بتوانند مقداری آذوقه تهیه کنند.
۵) نظم
غارتگری دیده نشد. زورگویی یا ازدست دیگران ربودن دیده نشد. فقط تفاهم بود.
۶) ایثار
پنجاه نفر از کارگران نیروگاه های اتمی ماندند تا به خنک کردن دستگاهها ادامه دهند.
۷) مهربانی
رستورانها قیمتها را کاهش دادند. یک خودپرداز بدون محافظ دست نخورده ماند. دستگیری فراوان از افراد ناتوان.
  آموزش
از بچه تا پیر همه دقیقا میدانستند باید چکار کنند و دقیقا همان کار را کردند.
۹) وسایل ارتباط جمعی
در انتشار اخبار بسیار خوددار بودند. از گزارشات مغرضانه خبری نبود. فقط گزارشات آرامبخش.
۱۰) وجدان
هنگامی که در یک فروشگاه برق رفت، مردم اجناس را برگرداندند سرجایشان و به آرامی فروشگاه را ترک کردند

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم فروردین 1390ساعت 4:44  توسط فرید  | 

سال نو مبارک

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم فروردین 1390ساعت 17:59  توسط فرید  | 

لحظه تحویل سال نو شمسی


لحظه تحویل سال نو شمسی

ایران: ساعت ۰۲:۵۰:۴۵ , صبح دوشنبه ۱ فروردین ۱۳۹۰

****

***

**

*

ساعت تحویل سال در سایر کشور ها

Abu Dhabi Friday March 20, 2010, 13:43:39 PM Jakarta Friday March 20, 2010, 18:43:39

PM

Amsterdam Friday March 20, 2010, 12:43:39 AM Jerusalem Friday March 20, 2010 12:43:39 AM

Ankara Friday March 20, 2010, 13:43:39 PM Lisbon Friday March 20, 2010, 12:43:39 AM

Atlanta Friday March 20, 2010, 05:43:39 AM Madrid Friday March 20, 2010, 12:43:39 PM

Baghdad Friday March 20, 2010, 14:43:39 PM Nairubi Friday March 20, 2010, 14:43:39 AM

Bangkok Friday March 20, 2010, 18:43:39 PM Melbourne Friday March 20, 2010, 22:43:39 PM

Barcelona Friday March 20, 2010, 12:43:39 AM Montreal Friday March 20, 2010, 06:43:39 AM

Beijing Friday March 20, 2010, 19:43:39 PM Moscow Friday March 20, 2010, 14:43:39 PM

Beirut Friday March 20, 2010, 13:43:39 PM New Delhi Friday March 20, 2010, 17:43:39 PM

Berlin Friday March 20, 2010, 12:43:39 AM Ottawa Friday March 20, 2010, 06:43:39 AM

Chicago Friday March 20, 2010, 05:43:39 AM Tokyo Friday March 20, 2010, 20:43:39 AM

Copenhagen Friday March 20, 2010, 12:43:39 AM Toronto Friday March 20, 2010, 07 43 39 AM

Frankfurt Friday March 20, 2010, 12:43:39 AM Vancouver Friday March 20, 2010, 03:43:39 AM

Geneva Friday March 20, 2010, 12:43:39 AM Washington DC Friday March 20, 2010,05:43:39 AM

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اسفند 1389ساعت 21:2  توسط فرید  | 

خدایا فقط همین..

خدایا فقط همین..

می گویند فرعون و همسرش کنار رود نیل نشسته بودند و داشتند به رود نگاه میکردند.  جعبه ای را روی آب دیدند ، فرعون گفت هرکسی جعبه را از آب بگیره بهش جایزه خوبی میدم . همه ی  غلامان  و اطرافیان ش تن به آب زدند و یکی جعبه رو گرفت ! فرعون دستور داد به همه جایزه بدن!

ازش علت رو سئوال کردند ، گفت اونا خودشونو به امیدی به آب زدند ، از من دوره به یکی پاداش بدم !!

خدا  !!

تو خدای فرعونی…

همین..

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 14:59  توسط فرید  | 

مطالب قدیمی‌تر